1. مرمر داشت بهم عربی یاد میداد. بعد بهم گفت ببین این باب اینجا اشکال آفرینه. حالا منم اون اهنگه یادم افتاده بود "عشق که میگن همینهههههه چه شادی افرینههههه" بعد مرمر که جدی میشه نباید بخندی که :)) تا لوزالمعدم داشت از خنده میلرزید ولی جرئت خندیدن نداشتم :)) 

2. مامان بزرگای شما هم اینجورین؟ یعنی دیگه کم مونده بره برام از استوا مثلا میوه دصخصدعافصحصئصهساصعصتثجثه رو برداره بیاره بخورم :))

3. به معین میگم چهارتا اسم با میم بگو. میگه مریم. مریمِ دخترعمه. مریمِ سر کوچه. مریمِ مامان. مریمِ ته کوچه. لنتی دهه نودی منه :)) تازه برام تو دفتر شیمیم جرثقیل کشیده :)) تازه برام جوک هم گفت. طوطی و قورباغه بچشون میشه قوطی :/ یکی دیگه هم گفت. یادم رفت. اها. میگه دوتا گوجه داشتن با هم دعوا میکردن. خیاره میاد میگه جان سید دعوا نکنین :)) بازم لنتی دهه نودی خودمه :)) تازه میگه "قُشبابِ منو نِقاه کن" :))) تازشم پرچم کشور باربادوس رو بلده بکشه :)) میدونم میدونم دندوناتون ریخت :)))

4. رو دستم یه گردالی ترسناک در اومده خیلی هم درد میکنه. تازه حس میکنم مهره گردنم هم سابیده شده. تازه به مناسبت رویش دندون عقلم لثه م زخم شده. خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه.

5. "ناخواسته" رو میدونید از دور چی خوندم؟ "نانو اسکله" :| چشمامم جواب کردن دیگه :)) به قول معین "جاباب" کردن :))


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پرشین پامر طراحی سایت فروشگاهی حرفه ای The Faded هد هد